جشن عروسی

نویسنده: hooman shirazi

 

آخر این هفته، جشن ازدواج ما به پاست / با حضور گرم خود، در آن صفا جاری کنید

ازدواج و عقد یک امر مهم و جدی است / لطفاً از

 

آوردن اطفال، خودداری کنید

بر شکم صابون زده، آماده سازیدش قشنگ / معده را از هر غذا و میوه ای عاری کنید

تا مفصل توی آن جشن عزیز و با شکوه / با غذا و میوه ی آن جشن افطاری کنید

البته خیلی نباید هول و پرخور بود ها / پیش فامیل مقابل آبروداری کنید

میوه، شیرینی، شب پاتختی مان هم لازم است / پس برای صرفه جویی اندکی یاری کنید

گر کسی با میوه دارد می نماید خودکشی / دل به حال ما و او سوزانده، اخطاری کنید

موقع کادو خریدن، چرب باشد کادوتان / پس حذر از تابلو و ساعات دیواری کنید

هرچه باشد نسبت قومی تان نزدیک تر / هدیه را هم چرب تر، از روی ناچاری کنید

در امور زندگی، دینار اگر باشد حساب / کادو نوعی بخشش است، آن را سه خرواری کنید

گرم باید کرد مجلس را، از این رو گاه گاه / چون بخاری بهر تنظیم دما، کاری کنید

ساکت و صامت نباشید و به همراه موزیک / دست و پا را استفاده، آن هم ابزاری کنید

لامبادا، تانگو و بابا کرم یا هرچه هست / از هنرهاتان تماماً پرده برداری کنید

البته هرچیز دارد مرزی و اندازه ای / پس نباید رقص های نابه هنجاری کنید

حرکت موزون اگر در کرد از خود، دیگری / با شاباش و دست و سوت از او طرفداری کنید

کی دلش می خواهد آخر در بیاید سی دی اش؟ / با موبایل خود مبادا فیلمبرداری کنید

در نهایت، مجلس ما را مزین با حضور / بی ادا و منت و هر گونه اطواری کنید

 

() نظرات

 

خدا یا؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟

نویسنده: hooman shirazi

 

ای خدا Hard دلم Format مکن

Field من را خالی از برکت مکن

Option غم را خدایا On مکن

File اشکم را خدایا Run مکن

Delete کن شاخه های غصه را

سردی و افسردگی را ، هر سه را 

Jumper شادی بیا تا Set کنیم

سیستم اندوه را Reset کنیم

نام تو Password درهای بهشت

آدرس Email سایت سرنوشت

تا نیفتد Bug در اندیشه مان

تا که ویروسی نگردد ریشه مان

ای خدا از بهر ما ایمن فرست

بهر دل های پرآتش Fan فرست

ای خدا حرف دلم با کی زنم

Help می خواهم که F1 می زنم


 

() نظرات

 

من با توحرفی ندارم

نویسنده: hooman shirazi

 

دختری از کوچه باغی میگذشت
یک پسر در راه ناگه سبز گشت
در پی اش افتاد و گفتا او سلام
بعد از آن دیگر نگفت او یک کلام
دختر اما ناگهان و بی درنگ
سوی او برگشت مانند پلنگ
گفت با او بچه پروی خفن
می دهی زحمت به بانوی چو من؟
من که نامم هست آزیتای صدر
من که زیبایم مثال ماه بدر
من که در نبش خیابان بهار
میکنم در شرکت رایانه کار
دختری چون من که خیلی خانمه
بیست و شش ساله _مجرد_دیپلمه
دختری که خانه اش در شهرک است
کوی پنجم_نبش کوچه_نمره شصت
در چه مورد با تو گردد هم کلام
با تو من حرفی ندارم والسلام


 

() نظرات

 

دستشوی ان جاست!

نویسنده: hooman shirazi

 

گفت از حادثه ای لبریزم ، من پر از فریادم ، در درونم غوغاست

گفتم این حال تو را میفهمم ، دستشویی آنجاست !!!

 

() نظرات

 

لرمپیک!!

نویسنده: hooman shirazi

 

اولین دوره المپیک لرها معروف به لرمپیک:
1 - شنا با مانع
2 - کشتی با اسب
3 - پرش روی نیزه
4 - شیرجه روی چمن
5 - اسب سواری با الاغ
6 - هاکی روی میخ
7 - گاوبازی با شتر
8 - پرش توی چاه
9 - قایق سواری با آبکش
10- پرتاب جانباز با ویلچر
11- دو در میدان مین
12- پینگ پنگ ساحلی
13- شنای قورباقه از پهلو
14- واترپلو با خورشت قیمه


226811_easter9.gif

 

() نظرات

 

دماغ عمل نکرده!!!!

نویسنده: hooman shirazi

 

 

اگه مثل کلنگه

مثل لوله تفنگه

با خوشگلی‌ت می‌جنگه

طبیعیه، قشنگه

نگو که این یه درده

دماغ عمل نکرده

*********************************ا

گر که مثل فیله

و یا از این قبیله

روی نوکش زیگیله

غصه نخور، اصیله

هی نرو پشت پرده

دماغ عمل نکرده

**********************************

یکی می‌گه درازه

خیلی ولنگ و وازه

یکی می‌گه ترازه

غصه نخور که نازه

ببین خدا چه کرده

دماغ عمل نکرده

**********************************

دماغ نگو جواهر

سوژه‌ی شعر شاعر

طویل فی‌المظاهر

پدیده‌ی معاصر

آهای تخم دو زرده

دماغ عمل نکرده

**********************************

با اون دماغ همیشه

عکس تو پشت شیشه

تو سینما چی می‌شه

شکستن کلیشه

کاشکی بری رو پرده

دماغ عمل نکرده

**********************************

کم باباتو کچل کن

یا خودتو مچل کن

کی بت می‌گه عمل کن

قصیده رو غزل کن

می‌شی له و لورده

دماغ عمل نکرده

**********************************

چه‌قد دماغ دماغ شد

قافیه‌مون چلاق شد

هی، یکی- چل کلاغ شد

تصنیف کوچه باغ شد

بره که برنگرده

دماغ عمل نکرده863621_Laie_48.gif



 

() نظرات

 

حافظ شیرازی دنبال ملک املاک؟

نویسنده: hooman shirazi

 

اگر آن ترک شیرازی بدست آرد دل ما را

خوشا بر حال خوشبختش، بدست آورد دنیا را

نه جان و روح می بخشم نه املاک بخارا را

مگر بنگاه املاکم؟چه معنی دارد این کارا؟

و خال هندویش دیگر ندارد ارزشی اصلاً

که با جراحی صورت عمل کردند خال ها را

نه حافظ داد املاکی، نه صائب دست و پا ها را

فقط می خواستند این ها، بگیرند وقت ما ها

را…..؟؟؟


 

() نظرات

 

کوچکترین ....گرون ترین ........قشنگ ترین

نویسنده: hooman shirazi

 

 سری جدید کوچک ترین غذاهای دنیاسری جدید کوچک ترین غذاهای دنیاسری جدید کوچک ترین غذاهای دنیاسری جدید کوچک ترین غذاهای دنیاسری جدید کوچک ترین غذاهای دنیاسری جدید کوچک ترین غذاهای دنیاسری جدید کوچک ترین غذاهای دنیاسری جدید کوچک ترین غذاهای دنیاسری جدید کوچک ترین غذاهای دنیاسری جدید کوچک ترین غذاهای دنیاسری جدید کوچک ترین غذاهای دنیاسری جدید کوچک ترین غذاهای دنیاسری جدید کوچک ترین غذاهای دنیا

 

() نظرات

 

گل

نویسنده: hooman shirazi

 

خاطره گل دادن خودرابنویسید دوست داریداین گل رابه چه کسی بدهیدهر شاخه از این گل رز 100 دلار به فروش می‌رسد.




















 

() نظرات

 

مادرجدید؟یاقدیم؟

نویسنده: hooman shirazi

 

شعر طنز "مادر" از ایرج میرزای قرن 21 - www.RadsMs.com

شعر مادر ایرج میرزا

گویند مرا چو زاد مادر پـسـتـان به دهان گرفتن آموخت

شب ها بر ِ گاهواری من بیدار نشست و خفتن آموخت

دستم بگرفت و پا به پا برد تا شیوه ی راه رفتن آموخت

یک حرف و دو حرف بر زبانم الـفـاظ نهاد و گفتن آموخت

لبخند نهاد بر لـب مـن بـر غـنچه ی گل شکفتن آموخت

پس هستی من ز هستی اوست تا هستم وهست دارمش دوست


ایرج میرزای قرن ۲۱

گوینــــــــد مرا چـــو زاد مـادر روی کاناپه، لمــــیدن آموخت

شب ها بر ِ مـــاهــواره تا صبــح بنشست و کلیـپ دیدن آموخت

برچهـــره، سبوس و ماست مالید تا شیوه ی خوشگلیـدن آموخت

بنــــمود «تتو» دو ابروی خویش تا رســم کمان کشـیدن آموخت

هر مــــاه برفـــت نزد جـــــراح آیین ِ چروک چیـــــدن آموخت

دستـــــــــم بگـــرفت و ُبرد بازار همـــــواره طلا خریدن آموخت

با دایــــــی و عمّه های جعــــلی پز دادن و قُمپُــــــزیدن آموخت

با قوم خودش ، همیــــــشه پیوند از قوم شــــوهر، بریدن آموخت

آســــــوده نشست و با اس ام اس جک های خفن، چتیدن آموخت

چون سوخت غذای ما شب وروز از پیک، مدد رسیــــدن آموخت

پای تلفــــن دو ساعت و نیــــــم گل گفتن و گل شنیـــدن آموخت

بابــــــام چــــو آمد از سر کـــار بیماری و قد خمیـــــدن آموخت

 

() نظرات

 

من گرفتم تونگیر!!!!!!!!!!!!!!!!

نویسنده: hooman shirazi

 

زن گرفتم شدم ای دوست به دام زن اسیر … من گرفتم تو نگیر
چه اسیری كه ز دنیا شده ام یكسره سیر … من گرفتم تو نگیر
بود یك وقت مرا با رفقا گردش و سیر … یاد آن روز بخیر
زن مرا كرده میان قفس خانه اسیر … من گرفتم تو نگیر
یاد آن روز كه آزاد ز غمها بودم … تك و تنها بودم
زن و فرزند ببستند مرا با زنجیر … من گرفتم تو نگیر
بودم آن روز من از طایفه دّرد كشان … بودم از جمع خوشان
خوشی از دست برون رفت و شدم لات و فقیر … من گرفتم تو نگیر
ای مجرد كه بود خوابگهت بستر گرم … بستر راحت و نرم
زن مگیر ؛ ار نه شود خوابگهت لای حصیر … من گرفتم تو نگیر
بنده زن دارم و محكوم به حبس ابدم … مستحق لگدم
چون در این مسئله بود از خود مخلص تقصیر … من گرفتم تو نگیر
من از آن روز كه شوهر شده ام خر شده ام … خر همسر شده ام
می دهد یونجه به من جای پنیر … من گرفتم تو نگیر


این متن را به تمام آقایانی که نیاز به خنده دارند و تمام خانم هایی که جنبه دارند بفرستید

 

() نظرات

 

گربه های برای دیدن !!!!!!!نظربزارید!

نویسنده: hooman shirazi

 

 

() نظرات

 

کوک کن ساعت خویش!

نویسنده: hooman shirazi

 

كوك كن ساعتِ خویش !

اعتباری به خروسِ سحری، نیست دگر

دیر خوابیده و برخاسـتنـش دشـوار است

 

كوك كن ساعتِ خویش !

كه مـؤذّن، شبِ پیـش

دسته گل داده به آب

و در آغوش سحر رفته به خواب

 

كوك كن ساعتِ خویش !

شاطری نیست در این شهرِ بزرگ

كه سحر برخیزد

شاطران با مددِ آهن و جوشِ شیرین

دیر برمی خیزند

 

كوك كن ساعتِ خویش !

كه سحرگاه كسی

بقچه در زیر بغل،

راهیِ حمّامی نیست

كه تو از لِخ لِخِ دمپایی و تك سرفه ی او برخیزی

 

كوك كن ساعتِ خویش !

رفتگر مُرده و این كوچه دگر

خالی از خِش خِشِ جارویِ شبِ رفتگر است

 

كوك كن ساعتِ خویش !

ماكیان ها همه مستِ خوابند

شهر هم . . .

خوابِ اینترنتیِ عصرِ اتم می بیند

 

كوك كن ساعتِ خویش !

كه در این شهر، دگر مستی نیست

كه تو وقتِ سحر، آنگاه كه از میكده برمی گردد

از صدای سخن و زمزمه ی زیرِ لبش برخیزی

 

كوك كن ساعتِ خویش !

اعتباری به خروسِ سحری نیست دگر

و در این شهر سحرخیزی نیست

و سـحر نـزدیک است

 

() نظرات

 

اردوووووووووووو.......

نویسنده: hooman shirazi

 

دوشنبه بودکه رفتیم یزدبرام خاطرات خوب وبدتان راازاردوبنویسید

 

() نظرات

 

به زبان های مختلف دنیادوستت دارم

نویسنده: hooman shirazi

 

دوستت دارم به زبانهای مختلف دنیا......

 به زبان یونانی :           S'ayapo philo Su
به زبان روسی :           Ya vas liubliبه زبان پرتقالی :          Amo - teبه زبان فارسی :           Dooset Daram
به زبان آلمانی :            Ich liebe dichبه زبان اسپانیایی :        Te quieroبه زبان سوئدی :           Jag a Iskan digبه زبان هندی :             Mai tujhe pyaar kartha ho
به زبان فرانسه :           Je t'aime
به زبان ارمنی :          Siroum em kez   به زبان انگلیسی :          I Love You
به زبان ترکی :              Seni seviyo rum
به زبان دانمارکی :          Jeg elsker digبه زبان چینی :              Mi tuzya var ruem karataبه زبان سوئیسی :          Cha'ha di ga''rn
به زبان برزیلی :            Eu te arnoبه زبان هلندی :             Ik hou van jou
به زبان عربی :             Ohebba
 

 

() نظرات